سیب های خط خورده

Home » گالری » سیب های خط خورده

‎نیکو نبود آدم تنها باشد. خدا برای او زنی ساخت. اما زن سیب نخست را خورد، نخستین گناه بر گردن او افتاد. خدا از مرد پرسید : چه کس ترا آگاهانید؟ آدم پاسخ گفت زنی که نزد من نهادی سیب از درخت به من داد. زن نفرین شده با میوه نافرمانی به خاک بازگشت، با سیاهی و سیب تنها ماند. او بار گناه نخست را تا به امروز بر دوش می‌کشد.
‎بوم‌هایم را با زن، سیب، گناه، مار، … بار سنگین کیفر، گره بر گره، نقاشی کردم. اما نیاز به آفرینش اسطوره‌ای نو، وادارم کرد بر روی تمام تصاویر برخاسته از پندارها خط بکشم. درخت خیر و شر را شناختم. سیب را گاز زدیم. نیکو نبود تنها باشیم و خدا خشمگین نبود.